مانیمانی، تا این لحظه: 15 سال و 10 ماه و 25 روز سن داره

مانی عشق مامان و بابا

بدون عنوان

1390/6/29 16:08
نویسنده : نسیم
182 بازدید
اشتراک گذاری

niniweblog.com

اولین روز بعد از بیمارستان تا دو هفته رفتیم خونه مامان نرگسniniweblog.comتا بهمون کمک کنند .

مانی گلم تو اینقدر کوچولو و ناز بودی که بابا امیر بعد از سه روز که پیشت بود میخواست بره سرکار کلی دلش برات تنگ شده بودniniweblog.comو گفت نمیخوام برم سرکار .

از همان روز اول که آمدیم خونه بهت پستونک دادم چون میخواستم بعد از ٦ ماه برم سرکار برای همین مجبور بودم بهت پستونک بدم تو هم اینقدر بهش علاقه نشون دادی که نگو . . .  وقتی میخوردی تمام صورتت میشد پستونک ....niniweblog.com

اولین باری که رفتی پیش دکتر(مطب دکتر مرندی)٢ روزش بود

اینجا مانی رو بردیم برای تست شنوائی بیمارستان آبان

اولین شب میهمانی مانی منزل مادرجون و پدرجونش (بابائی)

مانی روزی که رفت برای تست غربالگری ٥ روزش بود

اولین حمام درست حسابی رفتن مانی (شب ٦)

اینجا پسرم رو برده بودیم ختنه کرده بود ١٠ روزش بود بالا سرش کادو خاله نیلوفر هست

شبی که داشتیم میرفتیم خونه خودمون بعد از ١٤ روز شب تاسوعا بود.

اینم ماهانا دختر خاله خوشگل مانی و درضمن عزیز خاله به قول خودش هاله یا آله مَنیم اسم من نسیم هست به من میگه مَنیم که مانی رو خیلی دوست داره . . .

niniweblog.com

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

خاله ی امیرعلی
25 مهر 90 11:17
وااااااااااااای واااااااااااااای چقدر بانمک و خوردنی خدا حفظش کنه براتون واقعا خشگل و بامزه هست جوووووووووووونم