بدون عنوان
.gif)
اولین روز بعد از بیمارستان تا دو هفته رفتیم خونه مامان نرگس
تا بهمون کمک کنند .
مانی گلم تو اینقدر کوچولو و ناز بودی که بابا امیر بعد از سه روز که پیشت بود میخواست بره سرکار کلی دلش برات تنگ شده بود
و گفت نمیخوام برم سرکار .



از همان روز اول که آمدیم خونه بهت پستونک دادم چون میخواستم بعد از ٦ ماه برم سرکار برای همین مجبور بودم بهت پستونک بدم تو هم اینقدر بهش علاقه نشون دادی که نگو . . . وقتی میخوردی تمام صورتت میشد پستونک .....gif)


اولین باری که رفتی پیش دکتر(مطب دکتر مرندی)٢ روزش بود

اینجا مانی رو بردیم برای تست شنوائی بیمارستان آبان

اولین شب میهمانی مانی منزل مادرجون و پدرجونش (بابائی)

مانی روزی که رفت برای تست غربالگری ٥ روزش بود

اولین حمام درست حسابی رفتن مانی (شب ٦)

اینجا پسرم رو برده بودیم ختنه کرده بود ١٠ روزش بود بالا سرش کادو خاله نیلوفر هست

شبی که داشتیم میرفتیم خونه خودمون بعد از ١٤ روز شب تاسوعا بود.

اینم ماهانا دختر خاله خوشگل مانی و درضمن عزیز خاله به قول خودش هاله یا آله مَنیم اسم من نسیم هست به من میگه مَنیم که مانی رو خیلی دوست داره . . .

.gif)


بدون عنوان 